39 - اقای خودبین !
آقای خودبین !
تاچند ساعت حرف زد و گلایه کرد و آه تاسف خورد که: ای بابا تو این دور و زمونه هم کسی بلد نیست کار فرهنگی کنه! هرچی بود اون قدیمها بود!!! خیلی ها هم که اخلاص ندارن! حیف...بچه های مسجد(... )رو هم که میبینی؟چند تا بچه دور خودشون جمع کردن میگن کار تربیتی داریم میکنیم! داداش مگه مسجد و پایگاه مهدکودکه!!! بچه های کانون(... )هم که کلّا از مرحله پرت هستن... حیف به عمر بچه های این مجموعه(...)که عمرشون شده مثلا به قول خودشون مبارزه با جنگ نرم!!!
دوستمان آنقدر آسمان و زمین را به هم بافت تا بفهماند که همه خوابند و فقط ایشان هستند که با چشم باز دارند رصد میکنند!!!
بعد از اینکه حرفهایش را تمام کرد گفتم آقای (...): ظاهرا مرکز حق و حقانیّت شما هستید و همه باید دور شما بگردند و متری هم به دست شما داده اند که اخلاصها را متر کنی؟ بعدش هم خود شما بگو چه کاری را انجام داده ای؟ و چه باری را برداشته ای؟و چه بازدهی داشته ای؟(منظورم این بود که به جای تمرکز مطلق به فعالیتهای دیگران! و تجزیه و تحلیل آنها! بیشتربه کارهای خود زوم کنیم! )
* به نظرتان چه علتی دارد که برخی افراد با نفی کارهای دیگران به اثبات خود می پردازند! انسان هایی که تمام ساعت ها را عینک دودی غلیظی را می زنند و همه مردم و تمام فعالیتها را سیاه و کدر می بینند( شاید هم اصلا نمی بینند!). آدم هایی که به جای روشن کردن اتاق تاریک ، کلا فیوز برق را از جا در می آورند!!! ودر آخر : روحیه منفی نگری که در برخی وجود دارد از کجا نشئت می گیرد؟
* مطمئنا کسی معتقد به بستن درب نقد و انتقاد نیست! ولی آیا تخریب با نقد تفاوتی ندارد ؟
با نام آنكه هرآنچه دارم از اوست