20 - شطحيات فوتبالي!
شطحيّات فوتبالي !
( جدي نگيريد ! )
فوتبال،صريح و بي پرده
و بدون خودسانسوري!
* اين توپ گرد و يارانش ! جزئي از زندگي بشركنوني ميباشد. و نميشود اسلايدوار و جدا از ساير امور و برنامه هاي تمدن كنوني به آن نگاه كرد و مورد مطالعه اش قرار داد.همه اجزاء اين ادب و فرهنگ و تمدن مدرن به صورت مكانيكي به هم وصل و مرتبط ميباشند و هريك در ديگري تاثير و تاثّر دارند.پس بايد براي شناخت فوتبال سراغ تفكر و فلسفه اي برويم كه فوتبال و ورزش مدرن از آن متولد شده اند.
*در فوتبال دو شاخصه وجود دارد كه انسان غرق در افكار اومانيستي سخت به دنبال آن است : ((لذت طلبي مفرط)) كه گاه به لذت پرستي ميرسد و ((هيجان طلبي افراطي)). لذتي در فوتبال هست كه در ساير ورزشها از آن خبري نيست! و هم چنين هيجاني در خود داردكه براي انسان كنوني فوق العاده حياتي است!.انساني كه هيجان تمام زندگيش گرفته است.آنهم هيجاني كه حتما خشونت پنهان بايد در آن باشد تا او را راضي كند!بنابراين فوتبال جزئي از اجزا مهم زندگي انسان كنوني ميباشد كه بديل ناپذير است ونميتوان جايگزيني برايش داشت مگر اينكه شاخصه هاي زيست اين بشر در آن لحاظ شود!
*به نظرميرسد كميته انضباطي و منشوراخلاقي و ...فقط درحديك سرعت گير باشند! كه فقط براي كم كردن سرعت اين بازي عجيب به كار مي آيند و تب فوتبال هر روز بيشتر و درد آورتر خواهد شد!
* در كتب احاديث ، رواياتي در توصيف جاهليت ثاني انسانها اورده شده است. به نظرم حداقل يكي از مصاديق آن را بايد اين بازي لهو گونه دانست. صنعت-ورزشي كه براي تخدير و غفلت مردم ، بسيار به كار مي آيد.و مي تواند پرده برمشكلات و آلام بشر بيندازد و تاساعتها انسان را ازدنيا جداكند! و بر خودفراموشي انسانها بيفزايد.
* بشري عجيب در زمانه اي عجيب تر! آنچنان دل در وهم خود دارد كه پاره اي توپ گرد آنچنان افسرده اش ميكند كه كاربه سكته ميكشد و يا از فرط خوشحالي ...
* كساني كه دستي در كارهاي تربيتي دارند بهتر ميفهمند كه آنچنان نوجوان را اين بازي غريب درخود هضم ميكند و دلش را ميربايدكه هيچ حرف و حديثي در او كارگر نميشود و بايد ابتدا الگو و امام بودن! بازيكنان را از ذهنشان زدود تا اين ظرف پاك بتواند به دنبال حقايق نوراني بگردد!!!
*هرچند در زمانه كنوني در برخي كارها مجبور به دفع افسد به وسيله فاسد و انتخاب بد به جاي بدتر هستيم(سخن آناني كه توجيه گر اين بازي هستند)!!! ولي اين را هم بايد درنظر داشت كه اين بد و فاسد چه اندازه خوب و بهتر ها را ازبين ميبرد؟وچه اندازه نيروي مالي و انساني را براي خود هزينه ميكند و چه زمانهاي زيادي را از انسان ها ميگيرد!و ...
* و هم اينكه اگرخواستيد يك لطيفه بامزه براي دوستتان بگوييد : اين را تعريف كنيد كه زماني ورزشي به وجود آمد كه هيچ ارتباطي بااستعمار وسياست و اقتصاد و دلالها و ...نداشت!!!
* و سخن آخر اينكه فوتبال و همه ملزوماتش را بايد به عنوان اضطرارو ناچاري و اكل ميته پذيرفت و به آن پرداخت! وتا حد توان از تب آن كاست و شأن و عرق ملي جديدي براي كشور تعريف كرد!!!!
* البته بايد عرض كنم در اينجا ماهيت فوتبال و كاركردها و تبعاتش مورد نظر بود. و بازي تفريحي چند جوان و نوجوان در محله ها براي سرگرم شدن مورد مباحثه نبود
* بعد نوشت با تاخير :
شطح، برخي سخنان عقل گريزست كه با شرع هم ممكن است مخالفت داشته باشد و ديگران قبول ندارند ولي گوينده برآن پافشاري ميكند.فوتبال و ماهيّت آن هم از آن مقولاتي ست كه اگر كسي نپذيرفت در اين زمانه بايد به كفر و الحاد متهم شود!!!!!
با نام آنكه هرآنچه دارم از اوست